|
بنام خدا زن در متون اسلام (چكيدة جلسة دوم ) در رويكرد تاريخي-الهامي،مفهوم تاريخي متضمن سه معناست: 1-تاريخي بودن به معناي در نظرگرفتن پيشينه و تبار كلمات و مفاهيم وقوانين موجود در متن. 2-وجه ديگر تاريخي بودن،تأثير پذيري متون از عقل،عدل و علم زمانه است. 3-وجه سوم تاريخي بودن،تأثير گذاري متون بر عقل ،عدل و علم زمانه است.
بعبارتي متون مقدس هم مولود تاريخ و هم مولد تاريخ ميباشند. چهار سوال از رويكرد تاريخي –الهامي : 1-آيا در نظر مؤمنانه،خداوند نبايد همواره سخن فراتاريخي بگويد؟آيا وجود تاريخي نقطة ضعفي براي متون محسوب ميشود دريك مرورگذرا و برخود سطحي باش به وضوع به برخي مسائل تاريخ مند برميخوريم مانند برده داري وخريد و فروش انسان،تعداد زوجات،طلاق مردانه زن،ويا برخي آموزه هاي نظري مانند هفت آسمان،سير شكل گيري جنين،حركت ماه و خورشيد به دنبال هم و..... در نتيجه وجود مفاهيم تاريخي درمتن غيرقابل انكار است و مابهتراست سؤال را تغير دهيم : چرا خدا تاريخي سخن گفته است؟ اوّلاً خود متن علاوه بر عمل،درنظرهم داعية تاريخي داشته است. درآيه4سوره ابراهيم ميفرمايد: ما اَرْسَلنا مِنْ رسول الاّبلسان قُومِه و اين بدان معناست كه نه تنهادرظاهر كلام و زبان، بلكه در محتوا نيز متن به لسان قديم وفرهنگ زمانه سخن گفته است تا قابل فهم باشد . ثانياً در قرآن آياتي آمده وآيات ديگر را منسوخ كرده. سؤال اينجاست چرا از ابتدا فراتاريخي صحبت نشده و حرف نهايي زده نشده است؟حتي آياتي وجود دارد كه كمتر از يك روز عمر كرده،مانند آية 12 سورة مجادله كه در آن به مؤمنين درستورداده شده كه قبل از نجوا و صحبت با رسول ، صدقه پرداخت پرداخت كنند در تفاسير آمده كه فقط اميرالمونين (ع)به اين دستور عمل فرمود ودستور در همان روز لغو گرديد. ثالثاً يك سؤال كلامي-الهامي: آيا ميتوان از خداوند توقع امرمحال داشت؟ البته از منظركلام اشاعره جواب مثبت است ولي مو ضع معتزله و حكماي شيعه خير. آيا توقع موضع و مفاهيم تماماً فرا تاريخي ، در تاريخ ، امر محال نيست ؟ آيا مفاهيم فرا تاريخي همگي براي مخاطبان قابل فهم و جذاب هستند ؟ رابعاً متن داعية مبين بودن براي مخاطبان خود يعني مردمان همان عصر را دارد . مبين يعني آشكار و روشن و همه فهم . چنانچه برخي گزاره ها براي قرون بعد قابل فهم بشوند ، نمي توان آن متن را مبين دانست . خامساً ديني كه براي زمان خود معجزه نمي آورد و حتي با وجود اصرار و درخواست رسول ، خداوند اذن نمي دهد و قاطعانه درخواست را رد مي كند ، چگونه براي انسانهاي قرون بعد معجزه آسا مطالبي بگويد كه بعداً كشف شده و موجب شگفتي انسانهاي قرون بعد قرار گيرد ؟ 2-حال كه وجود تاريخ مند در متن داريم،آيا نبايد آنها را تاويل كنيم و قرائتي ديگر از آنها ارائه دهيم؟ آنهايي كه دست به تأويل برخي آيات زده اند،غالبا به آياتي كه در امور طبيعي سخن گفته شده و يا داستانها و اسطوره هاي مندرج در متن پرداخته اند.در صورتي كه در آموزه هاي اجتماعي و يا احكام كه در آن زمان عيناً اجرا ميشده نميتوان به ابزار تأويل اميدوار بود.هرچند كه در امور طبيعي نيز غالبا تاويل متن به تناقض انجاميده است. مثلا در موضوع هفت آسمان، سعي شده منظور متن را به كهكشانها تاويل كنند. در صورتيكه با آيه 16 سوره نوح به تناقض مي افتد كه مي فرمايد: ماه و خورشيد را نور و چراغي براي هفت آسمان قرار داديم.در ارتباط با ديگر آموزه ها،علم هرمنوتيك ميتواند مؤثر باشد.اما از ميان سه نوع هرمنوتيك متن گرا،مؤلف گرا و شالوده شكن به نظر ميرسدفقط هرمنوتيك متن گرا بايستي مطمح نظر قرار گيرد. هر متن يك دايره و محيط معنايي دارد كه نمي توان از آن خارج شد. 3-ملاك و معيار تفكيك امور تاريخي از امور فرا تاريخي چيست؟ اولاً ملاك و معيار فهم و علم و عدل توافق شده جمعي زمانه است كه تبدل به يك گفتمان مشترك بشري ميشود. در عمل اين تفكيك تا كنون صورت گرفته و ميشود. همه اقشار مذهبي عملا از برخي امور موجود در متن عبور كرده و يا آنها را به فراموشي مي سپردند.اين فرآيند عبور ويا انساء البته در آغاز مورد مخالفت متدينين قرار مي گيرد. ولي پس از توافق كامل جمعي علم و عدل زمانه آن امر پذيرفتني ميشود . مانند برده داري و يا حقوق زنان و... ثانياً مواجهه دادن آموزه هايي كه داعيه تاريخي بودن آنها را داريم با خود متن. متن براي انسان معاصر دو صدايي است. در اينجا صدايي را با صدايي ديگر مواجهه مي دهيم. مثلاً اگر متن ميگويد همه انسانها برابرند،ديگر كسي نمي تواند برده بگيرد و يا برده باشد. بردگي مخالف انديشه انسان شناسانه متن است. در اينجا بخشي از متن بخش ديگر آن را دچار انقضاي تاريخي ميكند. ثالثاً عمل واقعي(نه شعار گونه) به اصل"ما حكم به العقل،حكم به الشرع". |