|
اعلاميه جهاني حقوق بشر
| |
اعلاميه اي كه مجمع عمومي
سازمان ملل متحد در 10 دسامبر 1948 ( 19 آذر 1327 ) تصويب كرد و از
كليه كشورهاي عضو سازمان دعوت كرد كه متن آن را منتشر كنند، و
موجبات پخش و انتشار و تفسير آن را ، مخصوصاً در مدارس و مو سسات
تربيتي فراهم سازند. اساس اين اعلاميه ، كه به تصديق دولت
ايران نيز رسيده است. همان اعلاميه حقوق بشر است كه در مقدمه ي
قانون اساسي 1791 فرانسه گنجانده شده . اعلاميه حقوق بشر شامل يك
مقدمه و 30 ماده به اين شرح است : |
|
مقدمه
ازآنجا كه شناسائي حيثيت ذاتي
تمام اعضاي خانواده ي بشري و حقوق يكسان و انتقال ناپذير آنان
اساس آزادي و عدالت و صلح جهاني است .
از آنجا كه عدم شناسايي
و تحقير حقوق بشر منتهي به اعمال وحشيانه اي شده است كه روح بشريت
را به عصيان واداشته و ظهور دنيايي كه در آن افراد بشر در بيان
عقيده آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند، بالاترين آمال بشر اعلام
شده است .
از آنجا كه اساساً حقوق
انساني را بايد با اجراي قانون حمايت كرد تا بشر به عنوان آخرين
علاج مجبور به قيام بر ضد ظلم و فشار نشود.
از آنجا كه اساساً لازم
است توسعه ي روابط دوستانه بين ملل را تشويق كرد.
از آنجا كه مردم ملل
متحد ايمان خود را به حقوق اساسي بشر و مقام و ارزش فرد انساني و
تساوي حقوق مرد و زن مجدداً در منشور اعلام كرده اند و تصميم راسخ
گرفته اند كه به پيشرفت اجتماعي كمك كنند و در محيطي آزادتر وضع
زندگي بهتري به وجود آورند .
از آنجا كه دول عضو
متعهد شده اند كه احترام جهاني و رعايت واقعي حقوق بشر و آزاديهاي
اساسي را با همكاري سازمان ملل متحد تأمين كنند.
از آنجا كه حسن تفاهم
مشترك نسبت به اين حقوق و آزاديها براي اجراي كامل اين تعهد كمال
اهميت را دارد.
مجمع عمومي اين اعلاميه
ي جهاني حقوق بشر را آرمان مشترك تمام مردم و ملل اعلام مي كند تا
جميع افراد و همه ي اركان اجتماع اين اعلاميه را دايماً در نظر
داشته باشند و مجاهدت كنند كه با تعليم و تربيت احترام به اين حقوق
و آزاديها توسعه يابد و با تدابير تدريجي ملي وبين المللي شناسائي
و اجراي واقعي و حياتي آنها ، چه در ميان ملل عضو و چه در بين
كشورهايي كه در قلمرو آنها هستند ،تأمين گردد. |
اصل 1
تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند
و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند. همه داراي عقل و وجدانند و بايد
نسبت به يكديگر با روح برادري رفتار كنند.
|
اصل
2
(1)
هر كس مي تواند بدون هيچگونه تمايز ، مخصوصاً از حيثيت نژاد ، رنگ
، جنس ، زبان ، دين ، عقيده سياسي يا هر عقيده ديگر ، و همچنين
مليت ، وضع اجتماعي ، ثروت ، ولادت و يا هر موقعيت ديگر ، از تمام
حقوق و آزاديهايي كه در اعلاميه ي حاضر ذكر شده است ، بهره مند
گردد.
(2)
بعلاوه هيچ تبعيضي به عمل نخواهد آمد كه مبتني بر وضع سياسي ،
اداري و قضايي يا بين المللي كشور يا سرزميني باشد كه شخص به آن
تعلق دارد ، خواه اين كشور مستقل ، تحت قيموميت يا غير خود مختار
بوده يا حاكميت آن به شكلي محدود شده باشد. |
اصل 3
| هر كس حق زندگي ،
آزادي ، و امنيت شخصي دارد. |
|
اصل 4 هيچكس را نمي توان
در بردگي نگاه داشت و داد و ستد بردگان به هر شكل كه باشد ، ممنوع
است. |
اصل
5
هيچكس را نمي توان شكنجه يا
مجازات كرد يا با او رفتاري كرد كه ظالمانه يا بر خلاف انسانيت وشئون
بشري يا موهن باشد.
|
اصل 6
هر كس حق دارد كه شخصيت
حقوقي او در همه جا به عنوان يك انسان در مقابل قانون شناخته شود. |
اصل 7
همه در
برابر قانون مساوي هستند و حق دارند بدون تبعيض از حمايت قانون برخوردار
شوند . همه حق دارند در مقابل هر تبعيضي كه ناقص اعلاميه ي حاضر باشد و
عليه هر تحريك كه براي چنين تبعيضي به عمل آيد به تساوي از حمايت قانون
بهره مند شوند.
|
اصل 8
در
برابر اعمالي كه به حقوق اساسي فرد تجاوز كند و آن حقوق را قانون
اساسي يا قانون ديگري براي او شناخته باشد ، هر كس حق رجوع مؤثر به
محاكم ملي صالح دارد. |
اصل 9
هيچكس را نمي توان خود سرانه توقيف ، حبس يا تبعيد كرد.
|
اصل 10
هر
كس با مساوات كامل حق دارد كه دعوايش در دادگاهي مستقل و بي طرف ،
منصفانه و علني رسيدگي شود و چنين دادگاهي در بارۀ حقوق و الزامات
او يا هر اتهام جزايي كه به او توجه پيدا كرده باشد تصميم بگيرد. |
اصل 11
(1) هر متهم به بزه كاري بي گناه محسوب خواهد شد تا وقتي كه در جريان
يك دعواي عمومي ، كه در آن تمام تضمينهاي لازم براي دفاع او تأمين شده باشد
، تقصير او قانوناً محرز گردد.
(2) هيچكس براي كردن يا نكردن
عملي كه در موقع ارتكاب به موجب حقوق ملي يا بين المللي جرم شناخته نمي شده
است ، محكوم نخواهد شد. همچنين مجازاتي شديدتر از آنچه كه در موقع ارتكاب
جرم بدان تعلق مي گرفت در باره ي كسي اعمال نخواهد شد.
|
اصل 12
در
زندگي خصوصي ، امور خانواد گي ، اقامتگاه يا مكاتبات هيچ كس نبايد
مداخله هاي خود سرانه شود يا به شرافت و اسم و رسمش نبايد حمله
شود. هر كس حق دارد كه در مقابل اينگونه مداخلات و حملات قانون از
او حمايت كند. |
اصل 13
(1) هر كس حق دارد در داخل هر كشور
آزادانه رفت آمد كند و محل اقامت خود را انتخاب كند.
(2) هر كس
حق دارد هر كشور و از جمله كشور خود را ترك كند يا به كشور خود باز گردد.
|
اصل 14
(1)هر كس حق دارد در برابر تعقيب ، شكنجه و آزار پناهگاهي جستجو
كند و به كشورهاي ديگر پناهنده شود.
(2) در موردي كه تعقيب واقعاً مبتني به جرم عمومي و غير سياسي يا
رفتارهايي مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد، نمي توان از اين
حق استفاده كرد. |
اصل 15
(1) هر كس
حق دارد كه داراي تابعيت باشد
(2) احدي را نمي توان خود
سرانه از تابعيت خود يا از حق تغيير تابعيت محروم كرد.
|
اصل 16
(1) زنان و مردان بالغ حق دارند بدون
هيچگونه محدوديت از نظر نژاد ، مليت ، تابعيت يا مذهب ، با هم ديگر
زناشويي كنند و تشكيل خانواده دهند. در تمام مدت زناشويي و هنگام
انحلال آن ، زن وشوهر در كليه امور مربوط به ازدواج داراي حقوق
مساوي هستند.
(2)
ازدواج بايد با رضايت كامل و آزادانه ي زن و مرد واقع شود.
(3)
خانواده ركن طبيعي و اساسي جامعه است و حق دارد از حمايت جامعه و
دولت بهره مند شود. |
اصل 17
(1) هر شخص
منفرداً و يا به صورت اجتماع حق مالكيت دارد.
(2) كسي را نمي توان خود سرانه
از مالكيت محروم كرد.
|
اصل 18
هر كس حق دارد از آزادي فكر ، وجدان ، و مذهب
بهره مند شود. اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب يا عقيده و همچنين
متضمن آزادي اظهار عقيده وايمان است و نيز شامل
تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است .هر كس مي تواند از اين حقوق
منفرداً يا مجتمعاً به طور خصوصي يا عمومي بر خوردار باشد.
|
اصل 19
هر كس حق آزادي عقيده و بيان دارد
و حق مزبور شامل آنست كه از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابي نداشته باشد و
در كسب اطلاعات و افكار و انتشار آن به تمام وسايل ممكن و بدون ملاحظات
مرزي آزاد باشد.
|
اصل 20
(1) هر كس حق دارد آزادانه مجامع و جمعيتهاي مسالمت آميز تشكيل
دهد.
(2) هيچكس را نمي توان مجبور به شركت در اجتماعي كرد. |
اصل 21
(1) هر كس
حق دارد كه در اداره ي امور عمومي كشور خود ، مستقيماً يا به وساطت
نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند ، شركت جويد.
(2) هر كس
حق دارد با تساوي شرايط ، به مشاغل عمومي كشور خود نايل آيد.
(3) اساس و منشاء قدرت حكومت
اراده ي مردم است. اين اراده بايداز راه انتخاباتي ابراز شود كه صادقانه و
ادواري صورت پذيرد. انتخابات بايد عمومي و با رعايت مساوات باشد و با رأي
مخفي يا طريقه اي نظير آن انجام گيرد كه آزادي رأي را تضمين كند.
|
اصل 22
هر
كس به عنوان عضو جامعه حق امنيت اجتماعي دارد و مجاز است از راه
مساعي ملي و همكاري بين المللي حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي
خود را كه لازمه مقام و رشد آزادانه ي شخصيت اوست ، با رعايت
تشكيلات و منابع هر كشور به دست آورد. |
اصل 23
(1) هر كس
حق دارد كار كند ، كار خود را آزادانه انتخاب كند، شرايط منصفانه و
رضايت بخشي براي كار خواستار باشد و در مقابل بيكاري حمايت شود.
(2) همه حق
دارند كه بدون هيچ تبعيض ، در مقابل كار مساوي اجرت مساوي دريافت دارند.
(3) هر كس
كه كار مي كند مستحق مزد منصفانه و رضايت بخشي مي شود كه زندگي او و
خانواده اش را موافق شئون انساني تأمين كند و آن را در صورت لزوم با هر نوع
وسايل ديگر حمايت اجتماعي كامل كند.
(4) هر كس حق دارد كه براي
دفاع از منافع خود با ديگران اتحاد تشكيل دهد و در اتحاديه ها نيزشركت كند.
|
اصل 24
هر
كس حق استراحت و فراغت و تفريح دارد ، به خصوص به محدوديت معقول
ساعات كار و مرخصي هاي ادواري با اخذ حقوق ذيحق است. |
اصل 25
(1) هر كس
حق دارد سطح زندگاني و سلامت و رفاه خود و خانواده اش را از حيث خوراك و
مسكن و مراقبتهاي طبي و خدمات لازم اجتماعي تأمين كند و همچنين حق دارد كه
در مواقع بيكاري ، بيماري ، نقض اعضاء ، بيوگي ، پيري يا در تمام موارد
ديگري كه به علل خارج از اراده ي انساني وسايل امرار معاش از دست رفته باشد
، از وضع آبرمندانه ي زندگي برخوردار شود.
(2) مادران و كودكان حق دارند
از كمك و مراقبت مخصوص بهره مند شوند. كودكان چه بر اثر ازدواج و چه بدون
ازدواج به دنيا آمده باشند ، حق دارند كه همه از يكنوع حمايت اجتماعي
برخوردار شوند.
|
اصل 26
(1)
هركس حق دارد از آموزش و پرورش بهره مند شود.آموزش و پرورش لااقل
تا حدودي كه مربوط به تعليمات ابتدايي و اساسي است،بايد مجاني
باشد.آموزش ابتدايي اجباري است. آموزش حرفه اي بايد عموميت پيدا
كند و آموزش عالي بايد با تساوي كامل به روي همه باز باشد تا همه
بنا به استعداد خود بتوانند از آن بهره مند گردند.
(2)
آموزش و پرورش بايد طوري هدايت شود كه شخصيت انساني هر كس را به حد
كمال رشد آن برساند و احترام به حقوق و آزاديهاي بشر را تقويت كند.
آموزش و پرورش بايد حسن تفاهم، گذشت، واحترام به عقايد مخالف و
دوستي بين ملل و جمعيتهاي نژادي يا مذهبي و همچنين توسعه ي
فعاليتهاي ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهيل نمايد.
(3)
پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به
ديگران اولويت دارند. |
اصل 27
(1) هر كس
حق دارد در زندگي فرهنگي جامعه شركت كند. از فنون و هنرها متمنع گردد و در
پيشرفت علمي و فوايد آن سهيم باشد.
(2) هر كس حق دارد از حمايت
منافع معنوي و مادي آثار علمي فرهنگي يا هنري خود برخوردار شود.
|
اصل 28
هر كس حق دارد
برقراري نظمي را بخواهد كه از لحاظ اجتماعي و بين المللي حقوق و
آزادي هايي را كه در اين اعلاميه ذكر گرديده است تأمين كند و آنها
را به عمل بگذارد. |
اصل 29
(1) هر كس در مقابل جامعه اي وظيفه
دارد كه رشد آزادي و كامل شخصيت او را ميسر كند.
(2) هر كس در اجراي حقوق و
استفاده از آزادي هاي خود فقط تابع محدوديتهايي است كه به وسيله ي قانون
منحصراً به منظور شناسايي و مراعات حقوق و آزاديهاي ديگران و براي رعايت
مقتضيات صحيح اخلاقي و نظم عمومي و رفاه همگاني در يك جامعه ي دموكراتيك ،
وضع گرديده است.
(3) اين حقوق و آزاذيها
در هيچ موردي نمي تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.
|
اصل 30
هيچيك از مقررات اعلاميه ي
حاضر نبايد طوري تفسير شود كه متضمن حقي براي دولتي يا جمعيتي يا
فردي باشد كه به موجب آن بتواند هر يك از حقوق و آزادي هاي مندرج
در اين اعلاميه را از بين ببرد و يا در آن راه فعاليتي بكند. |
|
منبع : فرهنگ سياسي
- داريوش آشوري چاپ يازدهم 1357
|
|