"غار افلاطون "

کشف های تازه ی علمی ذهنیت ما را دگرگون میکنند . همین عوامل خود ، ما را ناچار می سازند که باورهای قدیمی مردم هم روزگار خود را نپذیریم و در آنها باز نگری کنیم و حتی از آنها دست بشوییم چنانکه دید علمی امروزین باعث شده که بسیاری از مردم دیگر به باورها و سنت ها و ارزش ها و حتي نوع عبادت ها و پرستش های،  گذشته چندان اعتقادی نداشته باشیم  این "انتخاب " ممکن است ما را دچار هویتی گم گشته و آشفته و زیانبار سازد ولی مهم نیست ـ در هر راه خطرها نهفته و آدمی ـ چه زن چه مرد ـ باید جرأت انتخاب وحرکت را داشته باشد . چه بسا که نسبت به یک موضوع یا یک حقیقت یا به یک راه آگاهی داشته باشیم سه عامل زیر باعث شوند که حرکتی صورت ندهیم و این عوامل مایه ی بد بختی ما گردند  1- ترس       2- جهل  3- نفع :می توان با یک خود سازی انقلابی که الهام گرفته از ایمان یا مکتب یا دینی  باشد که آنرا پذیرفته ایم نه اینکه  آنرا تاریخ و جامعه به ما  " تحمیل " کرده باشد بلکه به " تعمق " بدان رسیده باشیم. پس نفع را به وسیله ی ارزشهای مقدس که در نظر داریم و" جهل " را بوسیله " علم " و" ترس "  را به وسیله " "ایمان "  بر طرف سازیم .

ممکن است در این راه شکست بخوریم ولی اشکال ندارد این شکست ها باز گو کننده ی نکته های مهمی در زندگی ما هستند و می توانند مایه ی تجربه برای ما و دیگران باشند .

ما باید میان عقل و احساس و عرفان پلی بزنیم تا از واقعیت به حقیقت برسیم چون جایگاه حقیقت درون واقعیت است مثلی برای روشن شدن مطلب برای خودم بیان می کنم  سو ختگی و گرما را تنها می توان در آتش یافت نه جایی بیرون از آتش به قول آن فیلسوف یونانی ما باید " مامای "  حقیقت باشیم و از این پل برای گذشتن از پوچی و پوکی  که عاملشان ترس و جهل و نفع است ، استفاده بکنیم چون تنها یقینی که داریم ایمان ماست که آنرا به صورت آگاهی کسب کرده ایم نه بوسیله الهام اتی خاص که افرادی د در لحظه های زمانی خاص آنرا د ر می یابند ‍ همین جستجوگری و رفتن برای کسب حقیقت از ویژگیهای علمی و تعیین کننده ی شیوه اییست که در تجربه ی واقعیت نهایی وجود دارد . ما باید خود را از تنگ نظریه ها و         ناپختگی ها ی روزمره به رها نیم  و دیدی جهانی پیدا بکنیم و در حصار تنگ اندیشه و باورهای خود زندانی و زندان - بان نباشیم اسیر زمان و مکان نشویم بلکه زمان و مکان را تجزیه و تحلیل کنیم  تا از آن بهره مند گردیم این است مفهوم استفاده کردن از نعمات خداوند یعنی درک زمان و مکان و این چنین است که زمان مقدس میشود و مورد قسم خدا قرار می گیرد والعصر .به قول اسحاق الکندی فیلسوف قرن نهم (وفات 870 ) : " ما از گردن نهادن به حقیقت [اگر هم بر علیه ی خودمان باشد ] نباید شرمنده باشیم حتا اگر از نسلهای پیشین و از بیگانگان باشد .آنکس که جوینده ی حقیقت است ارزشی والاتر از خود حقیقت نه می شناسد . جستجوی آن ، چیزی از آن نه می کاهد مگر مایه شرف و افتخار است " و به قول دکتر علی شریعتی :" استفاده کردن از تجربه ی دیگران  همان قدر که علمی است اسلامی هم است . "

ما نباید از طبیعت ، تاریخ ، جامعه  و انسان برداشتی سطحی و کودکانه و ایدآلیستی داشته باشیم و از علم نه برای اطلاعات که برای دگرگونی و ایمان آوردن بهره ببریم ،ایمان یعنی داشتن برنامه ای برای رهایی از وضعیت موجود که بر ما تحمیل می شود و برنامه ای برای رهایی بعد از این           "‌ رهایی " ، رهایی نه سر گشتگی ، که اگر برنامه ای برای رهایی حال داشته باشیم ولی برای بعد از رهایی فاقد برنامه باشیم به سر گشتگی دچار می شویم و این جبری ، است آنچنان که نسل سالهای دهه ی هفتاد دچار گردیدند و به بیمار ترس و یا به بیماری جهل و یا به بیماری نفع مبتلا شده اند از ناصر- خسرو درس بگیریم 

                        " آیا هرگز شنیده اید دریایی از آتش برون ریزد ؟

                        آیا هرگز دیده اید روباه شیر شود ؟

خورشیدی می تواند ریگی را که دست طبیعت هم نتواند تغیرش داد به گوهری بدل کند ؟

من آن سنگ گرانبهایم "

پس ما هم آن سنگ گرانبها باشیم و آن آتش رها شده از دریا و آن روبای، شیر شده .

خود را دچار غار افلاطونی نسازیم . ! این غار چیست ؟ سنت ها ، باور های غلط ، خواستن ها بیمورد ، عادات بی فایده ، عقاید مورثی ، مراسم ها بیهوده و......غار" افلاطون " ی ما هستند ، بیایید آتش باشیم ،شیر باشیم سنگ باشیم و همه ی آنها را با همدیگر وبا کمک همدیگر [که دست خدا با جماعت است یدالله مع الجماعه ]در هم  بکوبیم و بدریم و بسوزانیم!

 

                                                                                                                                                    جليل آخورده