|
دلي سر بلند و سري سر به زير از اين دست عمري بسر برده ايم قيصرِ ما هم رفت دكتر قيصر امين پور شاعر وهنرمند متعهد ديار ما پس از مدتي بيماري و ضعف بدني ناشي از حادثه رانندگي به ديار باقي شتافت. در سالهاي 53 تا 57 در دبيرستان طالقاني كنوني همكلاس بوديم. قيصر يك هنرمند به تمام معنا بود. در مسابقات خط و نقاشي هميشه در شهرستان و استان مقام داشت. بيشتر خط نسخ كار ميكرد و در نقاشي هم چهره نگاري علاقة بيشتر او بود. در زمينة شعر هنوز مبتدي بود اما ذوق و استعداد او عيان بود. روزنامه ديواري در دبيرستان تهيه مي كرد و خلاصه در كنار تحصيل در رشته رياضي- فيزيك جنبه هاي هنري را دنبال مي كرد. همه دوستش داشتند، فردي بسيار متواضع، خونگرم و صميمي بود. آقاي كاظميني دبير ادبياتمان آنچنان با وي دوست شده بود كه از آنروز تا همين امروز، قطعاً در تشييع جنازه اش زير تابوت او را گرفته و مي دانم كه چقدر به او علاقه داشت و از اين ضايعه چقدر متاثر شده است. اما پس از انقلاب، با حوزه انديشه و هنر اسلامي در همان زمينه شعر همكاري را آغاز كرد، در طول جنگ يكي از قويترين شعراي حماسه سراي كشور شد و آوازه اش تمام كشور را فرا گرفت. موضع انتقادي وي و ريزش آن در شعرش، از او يك شاعر متعهد ساخت كه آينه دار وضعيت و تحولات جامعه خويش را جلو چشم ما قرار مي داد. سير تحول شعري او دقيقا منطبق بر تحولات و فراز و نشيب هاي اجتماعي جامعه بود و با خواندن اشعار او مي توان تاريخ 30 ساله پس از انقلاب اسلامي را مرور كرد. فقدان چنين فرزند فرهيخته و هنرمندي را به تمام مردم ايران و دزفول و زادگاهش گتوند تسليت گفته و آرزو مي كنيم سرزمين ما براي پرورش چنين فرزنداني همچنان بارور باشد. و قاف حرف آخر عشق است آنجا كه نام كوچك من آغاز ميشود روحش شاد امير حسين شيروي
لحظه های کاغذی
قیصر امین پور
|