گزارشی از همایش موسیقی زیرزمینی در دانشگاه تهران

جمعه، 23 آذرماه 1386

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موضوع: گزارش

 

نويسنده: ۷سنگ

 

 

 

 

 

همایش «موسیقی زیرزمینی ایران، با نگاه ویژه به محسن نامجو» روز سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۶ در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. این همایش در دو بخش و توسط کانون موسیقی دانشکده علوم اجتماعی برگزار شد. در بخش اول همایش با عنوان «درباره موسیقی زیرزمینی ایران» بهرنگ تنکابنی، سردبیر مجله فرهنگ و آهنگ، مهرداد فلاح، شاعر و روزبه امین سخنرانی کردند. بخش دوم همایش با عنوان «درباره محسن نامجو» با خواندن پیامی آغاز شد که محسن نامجو خطاب به شرکت‌کنندگان در همایش نوشته بود. دکترسارا شریعتی، امیراحمدی آریان و هوشیار انصاری‌فر به ترتیب در مورد محسن نامجو سخنرانی کردند.

 

 

 

 

 

همایش «موسیقی زیرزمینی ایران، با نگاه ویژه به محسن نامجو» روز سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۶ در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. این همایش در دو بخش و توسط کانون موسیقی دانشکده علوم اجتماعی برگزار شد. در بخش اول همایش با عنوان «درباره موسیقی زیرزمینی ایران» بهرنگ تنکابنی، سردبیر مجله فرهنگ و آهنگ، مهرداد فلاح، شاعر و روزبه امین سخنرانی کردند. بخش دوم همایش با عنوان «درباره محسن نامجو» با خواندن پیامی آغاز شد که محسن نامجو خطاب به شرکت‌کنندگان در همایش نوشته بود. پیامی که البته انتقادات تعدادی از سخنرانان و دانشجویان را برانگیخت چرا که آنان اعتقاد داشتند پیام نامجو محافظه‌کارانه و بر خلاف مواضع پیشین اوست. نامجو در این پیام بخشی از صحبت‌هایی که در گفتگو با مجله شهروند انجام داده بود را تکرار کرده و در پایان خطاب به دانشجویان نوشته بود: «به‌جای اعتراض به آنچه که نداریم، به آنچه که داریم اکتفا کنیم». پس از خواندن پیام نامجو نوبت به سخنرانان بخش دوم همایش رسید. دکترسارا شریعتی، امیراحمدی آریان و هوشیار انصاری‌فر به ترتیب در مورد محسن نامجو سخنرانی کردند.


سارا شریعتی: موسیقی نامجو، موسیقی اعتراض نیست

دکتر سارا شریعتی اولین سخنران بخش دوم همایش بود. شریعتی صحبت‌هایش را اینطور شروع کرد: «زمانی که قرار شدن در مورد محسن نامجو صحبت کنم به یاد عزاداری اهالی مردم منطقه‌ای در جنوب فرانسه و نزدیک اسپانیا افتادم. در مراسم عزاداری مردم این منطقه، تمام اعضای خانواده مویه‌کنان و سربه‌زیر دور مرده جمع می‌شوند، همه هم‌صدا هستند، ناگهان یک نفر بلند می‌شود و می‌زند زیرآواز و این هم‌صدایی را به یک صدای یک‌نفره تبدیل می‌کند. این تصور، من را یاد محسن نامجو انداخت. به خودم گفتم این آوازه‌خوان نابهنگام محسن نامجوست، این مویه‌کنان دانش‌جویان دانشگاه ما هستند و آن نعش وسط به قول ایشان بخت سرکش است.»

شریعتی در مورد نسبتش با موسیقی نامجو گفت: «من با موسیقی نامجو آشنا نیستم و یکی‌دو ماه است به موسیقی ایشان گوش می‌کنم ولی حرف‌هایش را سه سال است از زبان دانشجویان می‌شنوم. حرف‌هایی که نامجو در ترانه‌هایش می‌زند، همان حرف‌هایی است که من در نشریات دانشجویی می‌خوانم.»

شریعتی ادامه داد: «من می‌خواستم با ابزارهای خودم، یعنی سنت جامعه‌شناسی انتقادی به سراغ موضوع بروم. روش جامعه‌شناسی انتقادی این است که یک موضوع را می‌گیرد و با استفاده تثلیث مخاطب، اثر هنری و هنرمند آن‌را بررسی می‌کند. در اینجا بوردیو روش «خودم-جامعه-تحلیل» را پیشنهاد می‌کند.ا ما راستش کم‌آوردم، دیدم نیازی نیست که من حرف بزنم، ابزارهای تحلیلی من جواب نمی‌داد.»

«الزام روش‌شناسانه من این بود که در کار مشارکت نکم، درگیر نشوم، هر چقدر نسبت یه میدان کارم بی‌تفاوت‌تر باشم، کار علمی‌تر است. اما اینجا این تثلیث جواب نمی‌داد. اینجا یاد جمله‌ای افتادم که می‌گوید آماتور یک ابله فرهنگی نیست. خودش می‌تواند تحلیل کند. آماتور موسیقی خودش دلایل علاقه خودش و نسبتش با متنی که گوش می‌کند را پیدا کرده و می‌تواند آنرا تفسیر کند. لازم نیست یک دوربین ان بالا بگذاریم، آماتور حرف بزند و بعد من به عنوان دانای کل تحلیل کنم. آماتور این موسیقی می‌تواند حرف بزند.»

«جامعه‌شناسی انتقادی اگر در حوزه هنرهای تجسمی کارآمد است چون با یک ابژه هنری سرو کار دارد. یک مجسمه است که جامعه‌شناس دورش می‌گردد و تحلیلش می‌کند. اما این جامعه‌شناسی برای موسیقی کارآمد نیست. موسیقی یک شی مادی نیست، یک اتفاق است. یک اتفاق است بین هنرمند، اثرهنری و شنونده. اما در عین حال یک پایه دیگر کم دارد. این نظریه یک جامعه‌شناس موسیقی است و اسم پایه چهارم را تکنیک می‌گذارد. در نتیجه در هنگام توجه به اثر موسیقی باید به همه اجزا این چهار پایه توجه کرد. در اینجا برای بررسی موضوع لازم نیست من تحلیل کنم، کافی است به صحبت نامجو گوش کنیم.»

شریعتی در ادامه با اشاره به فیلم «آرامش با دیازپام ۱۰» ساخته سامان سالور گفت: «آنچه من در موسیقی نامجو شنیدم و در فیلم مربوط به او دیدم، بر خلاف آن چیزی بود که من قبلا در مورد نامجو شنیده بودم. به من می‌گفتند موسیقی نامجو را گوش کن چون موسیقی اعتراض است. اما آنچه که من شنیدم، نه موسیقی زیرزمینی بود و نه موسیقی اعتراض. در فیلم مربوط به نامجو همه جوان بودند. همه تحلیل‌گر بودند. به همین دلیل می‌گویم آماتور خودش تحلیل‌گر خودش است. دیگر منتظر من‌ ِ جامعه‌شناس نمی‌شود که بگویم چه‌ خبر است. خودش پیشاپیش تحلیل ارائه می‌دهد. افراد فیلم همه تحصیل کرده بودند، همه دانشگاهی بودند و همه سرخورده بودند. همه مثل خود نامجو.»

«در این فیلم زندگی دانشجویی را می‌بینم و بعد سرخوردگی را. بعد لحنی که پرخاشگر است. مردد است. اعتراض می‌کند ولی بعد می‌گوید شاید عقده‌گشایی باشد. انگار تردید دارد. و بعد رنج، رنج و رنج.»

«منتظر بودم به عنوان موسیقی اعتراضی در کارهای نامجو داد و فریاد بشنوم. من تمام کارهای نامجو را شنیدم و فقط یک‌بار اعتراض شنیدم، آنهم بر سر کوه بلند. بقیه کارهای نامجو زار بود، هق‌هق بود، رنج بود، جستجوی آرامش بود، اما خشم نبود، خشونت نبود. منظورم این نیست که مخدر بود، نه. منظور من این است که همیشه نارضایتی را با اعتراض یکی نگیریم.»

«این رنجی که من دیدم، احساس کردم این زبان جوانان ماست. زبان جوانانی که پدران‌شان انقلاب کردند، برادران‌شان جنگ کردند. جوانانی که به قول ریمون آرون تاریخ مثل یک تانک از روی آنها رد شده است. جوانانی که - من خودم هم جزئی از آن هستم -تاریخ جمعی کشور به آنها اجازه نداده بود تاریخ فردی خودشان را تجربه کنند. در نتیجه تخلی را در کلام تک‌تک آنها می‌شود شنید. ما بیرون از چرخه هستیم. له شدیم.
یا به جبر اشاره می‌شود، جبر جغرافیایی زاده آسیا بودن، جبری که تو را در بازی راه نمی‌دهند. در عین حال جبر فیزیکی هم وجود دارد در ترانه‌ای که یک روز از خواب بیدار می‌شوی، قیافه‌ات خسته‌تر است. من همه این حرف‌ها را بارها از بچه‌های دانشجو شنیده‌ام.»

«به همین خاطر وقتی دیدم نوشته شده بررسی پدیده موسیقایی محسن نامجو، گفتم دست بردارید از این دیگر. یک‌کم گوش کنید، بگذارید متخصصان در آموزشگاه‌های موسیقی و شاعران در این مورد حرف بزنند. آنچه که ما به عنوان کسانی که در این دانشکده هستیم باید توجه کنیم این است که گوش کنیم و ببینیم چه می‌گوید، باید رنج و تلخی این کلام را پیدا کنیم. موسیقی که من شنیدم ضدفرهنگ نبود، خشم نبود، انقطاع نبود، فریاد و اعتراض نبود. اما رنج بود، نارضایتی بود، ناامیدی بود، جوانی بود.»

شریعتی صحبت‌های خود را اینطور پایان داد: «اینکه می‌بینیم برای این مراسم بر خلاف همیشه کل سالن پر می‌شود به دلیل تجربه زیست مشترک است. به دلیل آن هجو، به دلیل آن عبث، به دلیل آن پوکی، به دلیل آن سرخوردگی و به دلیل آن سردرگمی است که بچه‌های ما در متن‌های نامجو پیدا می‌کنند. حرف خودشان را در کلام نامجو پیدا می‌کنند. به همین دلیل از آن استقبال می‌کنند و به اینجا می‌آیند تا پیام کسی را که شاید به نحوی اسم عام خودشان باشد گوش کنند.»

در بخش پرسش و پاسخ بخشی از صحبت‌های سارا شریعتی مورد اعتراض یکی از دانش‌جویان قرار گرفت: «بر خلاف نظر خانم شریعتی که گفتند من در موسیقی نامجو اعتراضی ندیدیم چون خشونتی نبود، من می‌گویم آیا اعتراض همیشه باید با خشونت باشد؟ آیا ما باید همیشه مثل چه‌گوارا عمل کنیم تا سنبل اعتراض باشیم؟ آیا نمی‌توانیم درد و دغدغه‌های‌مان را با هنر بیان کنیم؟ آیا حتما باید مشت گره بزنیم و فریاد کنیم؟ موسیقی نامجو بدون اینکه شعار داشته باشد سنبل اعتراض نسل ماست.»

آریان: کار نامجو درافتادن با کل تاریخ موسیقی سنتی ماست

امیراحمدی آریان، سخنران دوم، صحبت‌هایش را با اشاره به مواضع اخیر نامجو و متن پیام او شروع کرد: «من در این دو روز با دو متن در مورد محسن نامجو برخورد کرده‌ام. یکی گفتگوی نامجو با مجله شهروند و یکی متنی که به نقل از او برای ما خوانده شد. راستش من یک مقدار از این حجم انبوه محافظه‌کاری و پس گرفتن مواضع پیشین جا خوردم. نامجو حرف‌های درستی که قبلا زده بود را در این دو متن پس گرفته است. این را باید اضافه کنم که حرف‌های من راجع به کار نامجوست و نه حرف‌هایی که در این دو روز زده است.
برای من عجیب است کسی که تمام موفقیت و نقاط قوت کارش، نتیجه عدم اکتفا به داشته‌هاست و نتیجه خطر کردن و رفتن برای کشف فضاهای نو است، چطور اینجا برای ما پیام می‌فرستد که به داشته‌های‌تان اکتفا کنید و به نداشته‌های‌تان اعتراض نکنید. این حرف عجیبی است.»

آریان اینطور صحبت‌هایش را ادامه داد: «هر هنرمندی از دل یک سنت بیرون می‌آید و به یک سنت وصل است. محسن نامجو هم همچین کسی است و برای شناخت او باید سنتی که نامجو از آن بیرون آمده است را بشناسیم. سنتی که نامجو از آن بیرون می‌آید سنت شاعران نیست، بلکه سنتی است که توربادورهای جنوب اروپا شروع کننده آن هستند. اینکه نکته مهم است. این آدمها مثل محسن نامجو شاعر نیست. بدون در نظر گرفتن موسیقی نمی‌توان در مورد کلام او حرف زد.»

«رابطه نامجو با موسیقی سنتی ایران رابطه‌ پیچیده‌ای است. موسیقی نامجو یک پدیده‌ای است که در دل موسیقی سنتی رشد کرده و از آن بیرون آمده است و در نهایت بیرون آن قرار گرفته است. این یک رابطه دیالکتیکی و رابطه درون و برون توامان است. برای درک موسیقی نامجو باید به سراغ فلسفه برویم و ریشه آن‌را در جنبش‌های سیاسی اول قرن پیدا کنیم. باید به سراغ جنبش کشیش-کمونیست‌ها برویم. اینها کسانی بودند که هم به الهیات مسیحی اعتقاد داشتند و هم کمونیست بودند. حرف من این است که رابطه محسن نامجو با موسیقی سنتی، مثل رابطه یک مارکسیست است با الهیات مسیحی.»

«نامجو مثل کسی که اول در جنبش مسیحی رشد کرده و کاتولیک بار آمده است و در نهایت مارکسیستی شده که رابطه‌اش را با الهیات مسیحیت حفظ کرده است. یکی از معروف‌ترین آدم‌های این جنبش لویی آلتوسر فرانسوی است. اینها مارکسیست‌هایی هستند که دین را به طور کامل نفی نمی‌کنند، بلکه اعتقاد دارند یک هسته رادیکال و رهایی‌بخش در دل مسیحیت وجود دارد که برای هدف‌شان که رسیدن به یک جامعه آرمانی است، مناسب است.»

«حالا برای تحلیل موسیقی نامجو می‌توان از این مثال استفاده کرد. نامجو یکی از همین مسیحی‌هاست که در ساختار سنتی مسیحی که معادلش اینجا می‌شود موسیقی سنتی رشد کرده، حالا به یک مارکسیست موسیقایی تبدیل شده و در عین حال سنت قبلی را فراموش نکرده است. نامجو در عین حال دارد تلاش می‌کند از پتانسیل‌های رهایی‌بخش موسیقی کلاسیک ایرانی استفاده کند.»

«نامجو کسی است که با موسیقی سنتی آشناست، نامجو ترک‌ها و حفره‌های موسیقی سنتی که همیشه استادان موسیقی سنتی سعی در پنهان کردن آن دارند را می‌شناسد. او این پرده را کنار می‌زند و روی این شکاف‌ها دست می‌گذارد. بنابراین این شجاعتی که نامجو دارد بسیار مهم است. کار او درافتادن با کل تاریخ موسیقی سنتی ماست.»

انصاری‌فرد: محسن نامجو عمیقا تحت تاثیر رضا براهنی

سخنران بعدی، هوشیار انصاری‌فرد بخش اول سخنرانی‌اش را به بررسی مسئله موسیقی تلفیقی اختصاص داد. انصاری‌فر به تشریح این دیدگاه پرداخت که موسیقی ایران در طول تاریخ به خصوص در ۱۰۰ سال گذشته تلفیقی بوده و این درست نیست که گفته می‌شود تنها موسیقی نامجو تلفیقی است.

انصاری‌فرد در بخش دیگری از صحبت‌هایش به مسئله لحن موسیقی نامجو پرداخت: « تا قبل از محسن نامجو ما در موسیقی مسئله‌ای به نام لحن نداریم. حداکثر چیزی که وجود دارد این است که کسی با لحن شاد یا غمگیمن می‌خواند. با محسن نامجو است که مسئله لحن مطرح می‌شود. در کارهای محسن نامجو مسئله چند لحنی و چند سبکی وجود دارد.»

انصاری‌فرد در بخش دیگری در مورد موضع‌گیری‌های اخیر محسن نامجو گفت: «محسن نامجو برآیند آن‌چیزی است که در ۱۰-۱۵ سال اخیر بر نسل ما گذشته است. آقای نامجو خیلی چیزها باخته است تا امروز به چیزی که هست تبدیل شود. یک بخش آن پول و مسائل مادی است. آقای نامجو زندگی سختی داشته است. برای من واقعا بسیار تاسف‌انگیز است در این چند ماهی که محسن نامجو مطرح شده و مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته، دارد از حرف‌های گذشته‌اش عذرخواهی می‌کند. بعضی از این حرف‌ها قابل درک است. اما اینکه شما یک خواننده را دست بیندازی و بعد یک قطعه به او تقدیم بکنی تاسف انگیز است. من حرفم را اینطور تمام می‌کنم که ای‌کاش محسن نامجو قدر خودش را بداند. بداند درست است که ما نمی‌توانیم قراردادهای کلان با او ببندیم، ولی امیدچندانی به کس دیگری غیر از او نداریم.»

«حرمت آقای نامجو، حرمت خیلی آدم‌هاست و ایشان حق ندارد بخاطر مجوز گرفتن یا نگرفتن این حرف‌ها را بزند. ایشان اینهمه سال مجوز نداشتند. حالا فرض کنیم که دو تا سی‌دی دیگر هم دربیاورد. مگر اختلاف مادی و معنوی آن چقدر است؟ اگر ایشان بیست ساله بود، باز من می‌گفتم می‌تواند تا ۱۵ سال با درآمدش یک زندگی متفاوتی داشته باشد، اما در سی و چند سالگی وقتی این‌همه باخته‌ای این رفتارهای عجیب و غیر قابل فهم را در ازای چه چیزی نشان می‌دهی؟ کدام یک از چیزهایی که از دست داده‌ای را می‌توانی بدست بیاوری؟»

انصاری‌فرد در پاسخ به یکی از سوالات در مورد ارتباط شعر محسن نامجو و جریان شعر دهه هفتاد گفت: « به نظر من محسن نامجو عمیقا تحت تاثیر آقای براهنی است، البته نه فقط بخاطر اینکه دو تا از کارهای براهنی را خوانده است. نامجو تحت تاثیر آن تحولی است که در زیبایی‌شناسی شعر دهه هفتاد با شعر رضا براهنی شروع شد. به نظر من جا دارد آقای نامجو خودش در این مورد توضیح دهد.»

«بیشتر از آنکه شعر نامجو تحت تاثیر باشد، این شباهت در گریز از مرکز و قطع‌هایی که در شعرهای نامجو وجود دارد دیده می‌شود. اینکه محسن نامجو با یک ستار و یک حنجره این همه فضاهای متفاوت تولید می‌کند، عمیقا تحت تاثیر آن جریان است. اتفاقا تاثیری که در شعرش می‌گیرد بی‌اهمیت‌ترین جنبه این تاثیر است چون گاهی شعر نامجو از نقاط ضعف او می‌شود.»

در ادامه بخش پرسش و پاسخ بازهم انصاری‌‌فر، آریان و دانشجویان در هنگام طرح دیدگاه‌هایشان محسن نامجو را بخاطر موضع‌گیری‌های اخیرش و پیامی که از طرف او قرائت شد مورد انتقاد قرار دادند. همایش با پخش ویدئو کنفرانس رضا براهنی در مورد محسن نامجو و نمایش فیلم «آرامش با دیازپام ۱۰» ساخته سامان سالور به پایان رسید.