هزار نامزد ریاست جمهوری؟!؟!؟
یادم می آید در دوران قبل از انقلاب ، در اتحاد جماهیر شوروی سابق وزیری انتخاب شده بود که فقط 50 سال سن د اشت.انتخاب وزیری با چنین سن کم در دورانی که همه ی سران حزب در سنین پیری بودند ، موجی از اعتراض همگانی را برانگیخت که چرا کسی به وزارت رسیده است که هنوز مراحل حزبی را طی نکرده و چرا در کارنامه ی خود سوابق روشنی از کارهای اجرایی ندارد.......
ثبت نام اینترنتی بیش از هزار نفر جهت نامزدی ریاست جمهوری آینده ایران ، هرچند مقامات دولتی را به شعف آورده تا ایران را دموکراتیک ترین کشور جهان معرفی کنند و هر چند با نمایش خودبزرگ بینی و نا توانی آنها ، در چند روز آینده با رد صلاحیت اکثریت قریب به اتفاق ایشان ، تعداد نامزدها از مرز انگشتان یک دست هم نخواهد گذشت.نه تنها نشانه ی دموکراسی نیست بلکه نشانه ی معضلی بزرگ در فهم گذار به دموکراسی است که هر چه زود تر کارشناسان باید به تحلیل این پدیده پرداخته و علل و عواقب ان را موشکافی کنند.
بدون اینکه قصد توهین به فرد یا گروهی خاص را داشته باشم میتوان پرسید آیا مسائل و معضلات جامعه ی ما اینقدر پیش پا افتاده و ساده هستند که یک کارگر که به زحمت میتواند علت کاهش تولید را در کارخانه ی خود تحلیل کند ، بتواند خود را نامزد ریاست جمهوری کشور کند؟آیا یک بقال سر کوچه که نمی تواند حساب دخل و خرج سالانه مغازه ی خود را رقم بزند این همه اعتماد به نفس دارد که خود را وارد دریایی از معضلات سیاسی ، اقتصادی، فرهنگی ، اجتماعی و ... نموده و راه حل های شعاری و غیر قابل عمل بدهد ؟ یا ان اقایی که علت کاندیداتوری خودراوحی خدامیداندومیگویدازسال67که ردصلاحیت شده میزان زلزله وخشکسالی افزایش یافته کدام مشکل جامعه مارامیتواند حل کند؟
. یاان اقایی که وقتی ازاودرباره کیک زردمی برسندمیگویدهمانی است که میخوریم در موضوع هسته ای چه حرفی برای گفتن دارد؟.الان هم که بسربچه ای 12ساله بنام کورش نامزد شده تا مگردن کیشوت وارتمام مشکلات عالم وادم راحل کند.آیا برای ورود به چنین خاستگاهی داشتن حداقلی از سوابق تجربی و علمی الزامی نیست؟
واقعیت این است که یکی از ارکان دموکراسی در کشور های پیشرفته وجود احزاب قوی و با سابقه است که با فعالیت های مستمر خود ، برای هر پست و مقام دولتی اعم از وکالت ، وزارت و غیره افرادی را تحت آموزش منظم و طولانی مدت قرار داده و به هنگام عمل آنها را با برنامه های جامع و عملی به مردم معرفی میکنند و خود حزب پشتوانه و ضامن اجرایی برنامه های آنها خواهد بود. در آنجا هیچ نامزدی نمی تواند به جای برنامه های عملی شعارهای آرمانی بدهد. دقیقا باید بگوید که برای مهار تورم چه برنامه های عملی داردباید برای کاهش بیکاری ، افزایش تولید ، افزایش سطح بهداشت عمومی و.... برنامه های منسجم ارائه دهد.مردم نیز بعد از چهار سال در صورت بهبود شاخص ها باردیگربه انهارای داده و چنانچه احزاب نتوانند به برنامه های خود جامه ی عمل بپوشانند ورشکسته ی سیاسی محسوب و باردیگر ااقبال مردمی را به سوی خود نخواهند دید.متاسفانه در ایران به علت عدم وجود احزاب با سابقه وتاثیرگذار ، این مهم جا نیفتاده وگرنه در این 30سال کدام وکیل یا وزیر که با کوهی از شعار آمده ولی حداقلی از برنامه های خود را اجرا نکرده است به ملت پاسخگو بوده است.
امیدوارم رسانه های جمعی که خودرا متولی اگاهی بخشی به جامعه می دانندبراساس رسالت تاریخی خود عمل نموده وبا برنامه های روشنگرانه جمعی راکه به توهم احساس مسیولیت بیش ازظرفیت خودگرفتارشده اند اگاهی داده که خداوند نیزفرموده : لا یکلف الله نفسا الا وسعها...
دکتر صفاریان اردیبهشت 88